به ادامه (معراج...) خوش آمدید
خود را از مردان نامحرم نمىپوشانید، اما آنکه به زبان آویزان بود زنى بود که با زبان شوهر خود را مىآزرد، آنکه به پستان آویزان بود زنى بود که از شوهر خود در بستر اطاعت نمىکرد، زنى که به پاها آویزان بود زنى بود که بى اجازه شوهر از خانه بیرون مىرفت، اما آنکه گوشتبدنش را مىخورد آن زنى بود که بدن خود را براى مردم آرایش مىکرد، اما زنى که دستهایش را به پاها بسته بودند و مار و عقربها بر او مسلط گشته زنى بود که به طهارت بدن و لباس خود اهمیت نداده و براى جنابت و حیض غسل نمىکرد و نظافت نداشت و نسبتبه نماز خود بىاهمیتبود، اما آنکه کور و کر و گنگ بود آن زنى بود که از زنا فرزنددار شده و آن را به گردن شوهرش مىانداخت، آنکه گوشت تنش را به مقراض مىبریدند آن زنى بود که خود را در معرض مردان قرار مىداد، آنکه صورت و بدنش سوخته و از امعاء خود مىخورد زنى بود که وسایل زنا براى دیگران فراهم مىکرد. آنکه سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود زن سخن چین دروغگو بود و آنکه صورتش صورت سگ بود و آتش در دلش مىریختند زنان خواننده و نوازنده بودند. . . و سپس به دنبال آن فرمود:
واى به حال زنى که شوهر خود را به خشم آورد و خوشا به حال زنى که شوهر از او راضى باشد.
5. سعدى در این باره گوید:
چنان گرم در تیه قربتبراند
که در سدرة جبریل از او باز ماند
بدو گفت: سالار بیت الحرام
که اى حامل وحى برتر خرام
چو در دوستى مخلصم یافتى
عنانم ز صحبت چرا تافتى
بگفتا فراتر مجالم نماند
بماندم که نیروى بالم نماند
اگر یک سر موى برتر پرم
فروغ تجلى بسوزد پرم
6. به این مضمون روایات دیگرى هم از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده. ولى جاى مناقشه در این حدیث در چند جا به چشم مىخورد. چنانکه سید مرتضى(ره)در تنزیه الانبیا فرموده، و در صحت آن تردید کرده، و الله العالم.
7. در حدیث دیگرى که على بن ابراهیم در تفسیر خود نقل کرده رسول خدا(ص)فرمود: چون به معراج رفتم وارد بهشتشده و در آنجا دشتهاى سفیدى را دیدم و فرشتگانى را مشاهده کردم که خشتهایى از طلا و نقره روى هم گذارده و ساختمان مىسازند و گاهى هم دست از کار کشیده به حالت انتظار مىایستند، از ایشان پرسیدم: چرا گاهى مشغول شده و گاهى دست مىکشید؟گفتند: گاهى که دست مىکشیم منتظر رسیدن مصالح هستیم، پرسیدم مصالح آن چیست؟پاسخ دادند گفتار مؤمن که در دنیا مىگوید: «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر»که هرگاه این جمله را مىگوید ما شروع به ساختن مىکنیم، و هرگاه خود دارى مىکند ما هم خوددارى مىکنیم.
8. منظور همین نماز عشاء است که شبها مىخوانند، چون معمولا آن را آخر شب هنگام خفتن مىخواندهاند آن را«عشاء»آخر نامیدهاند.
9. براى توضیح بیشتر به کتابهاى بحار الانوار، ج 19، (چاپ جدید)، مجمع البیان، ج 3، ص 395، ج 5، ص 186، تفسیر المیزان، ج 19، صص 64 - 60، ج 13، صص 2 به بعد، فقه السیرة، صص 154 - 146، الصحیح من السیرة، ج 2، ص 112، فروغ ابدیت، ج 1، ص 305 و کتابهاى عربى و فارسى دیگرى که در این زمینه قلمفرسایى و بحث کردهاند مراجعه نمایید.
10. «و اوحینا الى موسى اذ استسقاه قومه ان اضرب بعصاک الحجر، فانبحست منه اثنتا عشرة عینا. . . »سوره اعراف، آیه 160.
11. «قال الذى عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک. . . » سوره نمل، آیه 40.
12. «فالقى عصاه فاذا هى ثعبان مبین. . . » سوره شعراء، آیه 32.
13. به آیات مبارکه سوره بقره، آیه 50، سوره طه، آیه 77، سوره شعراء، آیه 63 و سوره دخان، آیه 24 مراجعه شود.
14. بر طبق نظریه بطلمیوس یونانى که قرنها مورد قبول دانشمندان جهان قرار گرفته بود افلاک را اجسامى بلورین مىدانستند و مجموعه آنها را نیز نه فلک مىپنداشتند که همانند ورقههاى پیاز روى هم قرار گرفته و ستارگان نیز همچون گل میخى بر آنها چسبیده بود و حرکتستارگان را نیز با حرکت افلاک مىگرفت، یعنى هر فلکى حرکتى داشت و قهرا با حرکت فلک گل میخى هم که بر آن چسبیده بود حرکت مىکرد و روى این نظریه مىگفتند خرق و التیام - یعنى شکسته و بسته شدن - در آنها محال است، و چون شق القمر - و دو نیم شدن ماه - و همچنین داستان معراج جسمانى رسول خدا مستلزم خرق و التیام در افلاک مىشد آن را منکر شده و یا دستبه تاویل و توجیه در آنها مىزدند، غافل از آنکه قرنها قبل از جا افتادن این نظریه غلط، قرآن کریم آن را مردود دانسته و پنبه افلاک پوسته پیازى را زده است، آنجا که درباره خورشید و ماه و فلک گوید: «و الشمس تجرى لمستقر لها ذلک تقدیر العزیز العلیم، و القمر قدرناه منازل حتى عاد کالعرجون القدیم، لا الشمس ینبغى لها ان تدرک القمر و لا اللیل سابق النهار و کل فى فلک یسبحون» سوره یس، آیههاى 40 - 38که اولا حرکت و جریان را به خود خورشید و ماه نسبت مىدهد، و ثانیا«فلک»را مدار آنها دانسته و ثالثا حرکت آنها را در این مدار به صورت«شنا»و شناورى بیان فرموده، و فضاى آسمان بىانتها را به صورت دریاى بیکرانى ترسیم فرموده که این ستارگان همچون ماهیان در آن شناورند. و علم و کشفیات و اختراعات جدید و سفینههاى فضایى و موشکها و آپولوها و لوناها نیز این حقیقت قرآن را به اثبات رسانید، و بر یئتبطلمیوسى خط بطلان کشیده و در زوایاى تاریخ دفن کرد.
نویسنده: ذبیح الله
نظر شما؟؟؟